شنبه 9آذر92(هفته ای که گذشت)
سلام دوستان خوبم دوستتون دارم و می بوسمتون. روز سه شنبه وقت دکتر داشتم البته دیر وقت. قرار شد. بابا رضا بعد از تعطیلی کارش بیاد اداره مامان تا بعدش بریم دکتر. رفتم مهد دخترک رو بیارم. تو حیاط روژین و فریماه در حال بازی بودند. اصرار کرد تا بازی کنه منم قبول کردم. از سمت چپ:فریماه، آویسا و روژین تو دانشکده نمایشگاه گل بود. آویسا هم تا اومد تو سریع...





